آموزش زبان عربی

سایت آموزش زبان عربی

نحو عربی

نحو عربى چگونه و توسط چه كسى پديد آمد؟

كتاب: تاريخ تمدن اسلام ص 478 تا 480

نويسنده: جرجى زيدان

عربها مانند يونانيها شعر و خطابه و سخنورى و نامه‏نويسى داشتند و علم نحو زبان عربى را تدوين نكرده بودند،زيرا ملكه لغت در طبيعت آنان رسوخ داشت ولى چون اعراب بفهم دقيق معانى قرآن احتياج يافتند زودتر از يونانى‏ها و روميها بتدوين قواعد نحو خود پرداختند و هنوز پنجاه سال از تاسيس دولت عرب نگذشته بود كه احتياج بتدوين قواعد نحو در ميان آنها احساس شد.گمان ما بر آن است كه قواعد نحو زبان عرب مانند زبان سريانى تدوين شده باشد،چه كه جماعت اخير در قرن پنجم ميلادى قواعد زبان خود را مدون كردند و كشيشى بنام يعقوب رهاوى ملقب به مفسر كتابها (متوفى در 460 ميلادى) براى اولين بار قواعد نحو زبان سريانى را تدوين كرد،در همان مواقع عربها در نتيجه آمد و شد بعراق با سريانى‏ها معاشرت كردند و از قواعد نحو سريانيها اطلاع يافته آنرا نيكو دانستند و همينكه خود بتدوين قواعد نحو محتاج شدند از قواعد سريانى استمداد كردند چون هر دو زبان مانند دو خواهر با هم شبيه است.دليل اين مدعا آنكه عربها موقعيكه در عراق ميان سريانى‏ها و كلدانيها ميزيستند علم نحو خود را وضع كردند و تقسيمات كلام در عربى و سريانى يكى است.اما شتاب عرب براى تدوين قواعد نحو براى آن است كه عربها با شتاب بسيار دين اسلام را منتشر ساخته ممالك وسيعى را گشودند و با ملل غير عرب آشنا شدند و چون اين ملت‏ها زبان عربى را بخوبى نميدانستند در مكالمه خطا ميرفتند و رفته رفته زبان عربى رو به تباهى ميگذارد حتى پيش از فتوحات اسلامى اين جريان بوده كه عربها بدون توجه بقواعد نحوى بى غلط صحبت ميكردند و اعراب كلمات و جملات آنان مانند اعراب قرآن بود،اما مسلمانان غير عرب بخطا ميرفتند و موقعى يكى از همان مسلمانان غير عرب در حضور حضرت رسول بخطا تكلم كرد حضرت بصحابه فرمودند:برادر خود را راهنمائى كنيد اشتباه ميرود.و از گفته‏هاى ابوبكر است كه اگر موقع قرائت‏سقوط كنم بهتر از آنست كه كلمه‏اى را بخطا بخوانم.ولى اشتباهات كلى چنانكه گفتيم بعد از فتوحات اسلامى روى داد و در آن موقع بود كه مسلمانان غير عرب در تكلم عربى و بخصوص در قرائت قرآن بخطا ميرفتند و عمال و واليان عرب اين را ديده بفكر ضبط قواعد نحوى بر آمدند.

مورخان عموما اتفاق دارند كه ابوالاسود دوئلى متوفى بسال 69 هجرى علم نحو عرب را وضع كرده است،وى از بزرگان تابعين و از صحابه حضرت امير بوده و در جنگ صفين التزام ركاب آن حضرت را داشته است.پس از آن ببصره آمده و در آنجا زبان سريانى آموخته و قواعد نحو آنرا فرا گرفت و چون آن را نيكو ديد بفكر افتاد كه براى زبان عربى نيز قواعدى وضع كند و اين نظر خود را با زياد بن ابيه والى عراق در ميان نهاد ولى زياد بجهاتى كه گفته شد با آن پيشنهاد موافقت نكرده است اما چندى بعد مردى نزد زياد آمده و چنين اظهار كرده است:

اصلح الله الامير توفى ابانا و خلف لنا بنون (1) .

زياد كه خطاى آن مرد را شنيد دنبال ابوالاسود فرستاد و از او خواست كه قواعدى براى نحو وضع كند و آنچه را كه سابق نهى كرده بود در نتيجه آن پيش آمد بوى فرمان داد كه اجراء نمايد.

بعضى ديگر ميگويند كه موقعى دختر خويلد اسدى نزد معاويه آمده گفت:

ان ابوى ماتا و تركا لى مالا (بطور اماله) (2) و چون على (عليه السلام) اين را دانست‏باب ان و باب اضافه و باب اماله را براى ابوالاسود دوئلى شرح داد و ترسيم كرد و بدين طريق علم نحو وضع شد،سپس ابوالاسود مردى را شنيد كه اين آيه را (از سوره برائة) چنين ميخواند «ان الله برى‏ء من المشركين و رسوله‏» يعنى كلمه رسول را كه بايد در اينجا برفع باشد بجر ميخواند و ابو الاسود باب عطف و باب نعت را وضع كرده تا چنان خطائى روى ندهد.

هم چنين روزى دختر ابوالاسود بطور پرسش گفت:«يا ابت ما احسن السماء؟» (چه چيز نيكو كرده است آسمان را) پدرش گفت نجومها- (ستاره‏هاى آن) ،دختر گفت نه مقصودم خود آسمان است،ابوالاسود گفت:در آن صورت دهانت را باز كن و بگو يا ابت ما احسن السماء!-چه نيكوست آسمان و روز ديگر دخترك گفت ما اشد الحر؟چقدر هوا گرم است ولى آنجمله را بطور استفهام بيان كرد،پدرش (ابوالاسود) اشتباه او را بطريقى كه گفته شد اصلاح كرد و باب تعجب را در علم نحو وضع نمود.

گر چه تاريخ نويسان در چگونگى وضع علم نحو اختلاف دارند اما همه آنان بر اين عقيده‏اند كه ابو الاسود دوئلى در اثر پيش آمدهائيكه گفتيم علم نحو را وضع كرد و خود ابو الاسود ميگويد كه اصول علم نحو را از على (حضرت امير) فرا گرفته است.پس مسلم شد كه ابوالاسود علم نحو را وضع كرده و يا شروع بآن كار كرده است.و در تاييد اين ادعا گفته ابن نديم را نقل ميكنيم كه در كتاب فهرست‏خود چنين اظهار ميدارد:

«يكى از اشخاصى كه علاقه بجمع آورى كتاب داشت مرا بانبار و كتابخانه‏اى برد كه در آنجا كتابهاى بسيارى ديدم از آن جمله صندوقى كه سيصد رطل پوست و چرم و كاغذ مصرى و چينى و تهامى،خراسانى ريخته بودند و در ميان آن اوراق چهار ورق ديدم كه گمان ميكنم از اوراق چينى بود كه در آن چهار ورق مطالبى راجع بفاعل و مفعول ديده شد و يحيى بن همير بخط خود نوشته كه اين مطالب از ابوالاسود رحمة الله عليه ميباشد و زير آن خط نوشته ديگرى بخط قديمى از علان نحوى ديده ميشد و زير آن خط نصر بن شميل بود و همينكه آن مرد مرد آن صندوق از دست رفت‏».

در هر حال چون تاليفات مختصر ابوالاسود رفع حاجت آنى را نميكرد و اشتباهات رفع نمى‏شد لذا ابو الاسود علامات و حركات را تعيين نمود تا بدان وسيله اعراب كلمات معلوم شود و اقسام اسم و فعل و حرف مشخص گردد و اين همان علامات و حركاتى بود كه سريانى‏ها معمول ميداشتند و در قسمت‏خط عربى راجع بآن سخن گفتيم.

بنابر اين عرب‏ها پيش از تدوين علم نحو اعراب كلمات را ميدانستند،همانطور كه قبل از تدوين علم عروض شعر ميگفتند،چون درست‏سخن گفتن و شعر سرائيدن ملكه آنان بود.اما همينكه ملت‏هاى غير عرب مسلمان شدند و با عربها آميزش كردند طبعا از فهم معانى قرآن عاجز ماندند،زيرا زبان عربى ملكه آنان نبود و لذا در صدد تدوين قواعد نحو بر آمدند و چنانكه مشاهده ميشود بيشتر اين اشخاص (كسانيكه مشغول تنظيم و تدوين نحو بودند) از ميان مردم غير عرب برخاستند.

ابوالاسود ابتداء علم نحو را وضع كرد،پس از او مردمانى از كوفه و بصره كار او را تعقيب كردند،نخستين كسى كه از ابوالاسود علم نحو را فرا گرفته به تكميل آن پرداخت عنبسة بن معدان مهرى بود،سپس ميمون اقرن و عبدالله حضرمى و عيسى بن عمر و خليل بن احمد (امام علم عروض و لغت) و سيبويه (امام علم نحو) بترتيب علم نحو را از يكديگر اقتباس كرده آنرا كامل ساختند و مطابق قانون طبيعى تكامل علم نحو ترقى كرد و كتابهاى مفصلى در آن موضوع تاليف شد.اما سيبويه (متوفى بسال 180) آنرا كامل ساخت و كتاب مشهور خود را در علم نحو تاليف نمود بقسمى كه ساير كتب نحوى كه بعدا تاليف شد بطور كلى اقتباس از كتاب سيبويه و كتاب العين بود (شرح اين كتاب اخير بزودى خواهد آمد) .شهرت و اهميت كتاب سيبويه تا آنجا رسيد كه هر وقت مردم كتاب ميگفتند مقصودشان كتاب نحو سيبويه بود و آنرا مانند بهترين تحفه به يكديگر هديه ميدادند.

پى‏نوشت‏ها:

1- ترجمه آن جمله چنين است:خدا فرماندار را نيكو بدارد پدر ما مرده و براى ما فرزندانى (پسرانى) گذارده است. و موضوع اشتباه و خطا آن است كه مطابق قواعد نحوى در اين جمله بنون بايد بنين گفته شود.

2- اماله در قرائت چنان است كه خواننده (قارى) فتحه را مانند كسره و الف را مانند ياء بخواند و در علم صرف باب مخصوصى راجع باين موضوع ميباشد.مترجم

 

1427 : السنة الهجرية
2006 جانفي 31 الثلاثاء يوافق يوم محرم 1
2006 مارس 2 الخميس يوافق يوم صفر 2
2006 مارس 31 الجمعة يوافق يوم ربيع الأول 3
2006 أفريل 30 الأحد يوافق يوم ربيع الثاني 4
2006 ماي 29 الإثنين يوافق يوم جمادى الأولى 5
2006 جوان 28 الاربعاء يوافق يوم جمادى الثانية 6
2006 جويلية 27 الخميس يوافق يوم رجب 7
2006 أوت 26 السبت يوافق يوم شعبان 8
2006 سبتمبر 24 الأحد يوافق يوم رمضان 9
2006 أكتوبر 24 الثلاثاء يوافق يوم شوال 10
2006 نوفمبر 22 الاربعاء يوافق يوم ذوالقعدة 11
2006 ديسمبر 22 الجمعة يوافق يوم ذوالحجة 12
يعتمد هذا الجدول على الحساب
مع بعض التعديلات التي تمكنا من الحصول عليها

برچسب‌ها: نحو عربی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391ساعت 18:22  توسط ماهر  | 

داستان عربی با ترجمه افعال

      الطفل المثالی

كان بندر( اسم شخصی است) محبوبا في مدرسته عند الجميع من أساتذة وزملاء ، فإذا استمعت الى الحوار بين الأساتذة عن الأذكياء( باهوشان) كان بندر ممن ينال قسطا كبيرا من الثناء والمدح سئل بندر عن سر تفوقه فأجاب :أعيش في منزل یسوده الهدوء والاطمئنان بعيدا عن المشاكل فكل يحترم الاخر ،وطالما هو كذلك فهو يحترم نفسه وأجد دائما والدي يجعل لي وقتا ليسألني ويناقشني عن حياتي الدراسية ويطلع على واجباتي فيجد ما يسره فهو لايبخل بوقته من أجل أبنائه فتعودنا أن نصحو مبكرين بعد ليلة ننام فيها مبكرين وأهم شئ في برنامجنا الصباحي أن ننظف أسناننا حتى إذا أقتربنا من أي شخص لا نزعجه ببقايا تكون في الاسنان ، ثم الوضوء للصلاة. بعد أن نغسل وجوهنا بالماء والصابون ونتناول أنا وأخوتي وجبة إفطار تساعدنا على يوم دراسي ثم نعود لتنظيف أسناننا( دندانهایمان) مرة أخرى ونذهب الى مدارسنا وإن كان الجميع مقصرين في تحسين خطوطهم فإني أحمد الله على خطي الذي تشهد عليه كل واجباتي..ولا أبخل على نفسي بالراحة ولكن في حدود الوقت المعقول ، فأفعل كل ما يحلو لي من التسلية البريئة .أحضر الى مدرستي وأنا رافع الرأس( سر بلند) واضعا أمامي أماني المستقبل منصتا(خاموش) لمدرسي مستوعبا لكل كلمة، وأناقش وأسأل وأكون بذلك راضيا عن نفسي كل الرضا
وإذا
حان الوقت المناسب للمذاكرة فيجدني خلف المنضدة( میز) المعدة( آماده) للمذاكرة ، أرتب مذاكرتي( یادداشتم) من مادة الى أخرى حتى أجد نفسي وقد استوعبت كل المواد ، كم أكون مسرورا بما فعلته في يوم ملئ بالعمل والأمل

استمعت=شنیدم                               يطلع – مطلع می باشد        أقتربنا – نزدیک شدیم

 ينال=می رسد- بدست می آورد          يجدمی یا بد                 لا نزعج – ناراحت نکیم

أعيش=زندگی می کنم                      يسرخوشحال می کند        تكون – می باشد                                              

يحترم-احترام می گذارد                    لايبخل –دریغ نمی ورزد      نغسل – می شوییم

أجد- می یابم                              تعودنا – عادت داریم        نتناول – می خوریم

يجعل – قرار می دهد                     نصحو- بیدار می شویم        تساعد – کمک می کند      

 يسأل- سوال می کند                      ننام  - می خوابیم           نعود – بر می گردیم

يناقش- بحث می کند                    ننظف – تمیز می کنیم       نذهب – می رویم

كان – بود                                 أحمد – شکر می کنم        تشهد –گواهی میباشد               لا أبخل – دریغ نمی ورزم               أفعل – انجام می دهم       يحلو - شیرین می باشد

أحضر- حاضر می شوم       أناقش – بحث وگفت وگو می کنم   أسألسوال می کنم

أكون – می باشم             حان - رسید  يجد – می یابد       أرتب  مرتب می کنم

أجدمی یابم               استوعبتدرک کردم             فعلت – انجام دادم

کلمات با رنگ سبز فعل هستند وکلماتی که قرمز هستند ضمیرند


برچسب‌ها: داستان به زبان عربی, داستان عربی به همراه ترجمه فارسی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391ساعت 18:18  توسط ماهر  | 

جدول صرف افعال عربی

آيا ميدانيد؟(مربوط به کلاس دوم)

منظورازریشه ی فعل چیست ؟ اولین صیغه

 

ریشه ی فعل برچه صیغه ای دلالت می کند ؟ مفرد مذکر

 

علامت فعل ما ضی مفرد مونث غایب چیست ؟ (ت)

 

ضمیر چیست ؟ کلمه ای است که به جای اسم قرار می گیرد.

 

فرق(هو) و(هی) چیست ؟ هو برای مفرد مذکر و هی برای مفرد مونث است.

 

 

============================================

 

 

مقصود از مثنی چیست ؟ اسم هایی که بر دو نفر دلالت می کنند.

 

مقصود از فعل جمع مذکریا مونث چیست ؟  فعل هایی که برای بیش از دو نفر،

 

مونث یا مذکر به کار می روند.

 

علامت فعل ماضی مثنای مذکر غایب کدام است ؟ (ا)

 

علامت فعل ماضی مثنای مونث غا یب کدام است ؟ (تا)

 

علامت فعل ماضی جمع مذکر کدام است ؟ (وا)

 

علامت فعل ماضی جمع مونث کدام است ؟ (نَ)

 

کدام ضمیر با فعلهای مثنای غایب به کار می رود ؟ (هما)

 

کدام ضمیر با فعل های جمع مذکر غایب به کار می رود ؟ (هم)

 

کدام ضمیر با فعل های جمع مونث غایب به کار می رود ؟ (هنَّ)

 

 

منظور از صیغه ی مخاطب چیست ؟ شنونده را مخاطب می گویند.

 

علامت فعل مفرد مذکر مخاطب چیست ؟ (تَ)

 

علامت فعل مفرد مونث مخاطب چیست ؟ (تِ)

 

ضمیر مناسب برای فعل های مفرد مذکر مخاطب چیست ؟ (انتَ- کَ)

 

ضمیر مناسب برای فعل های مفرد مونث مخاطب چیست ؟ (انتِ- کِ)

 

 

============================================

 

 

علامت فعل مثنای مخاطب چیست ؟ (تما)

 

علامت فعل جمع مذکر مخاطب چیست ؟ (تم)

 

علامت فعل جمع مونث مخاطب چیست ؟ (تنَّ)

 

ضمیر مثنای مخاطب کدام است ؟ (انتما- کما)

 

ضمیر جمع مذکر مخاطب کدام است ؟ (انت- کم)

 

ضمیر جمع مونث مخاطب کدام است ؟ (انتنَّ- کنَّ)

 

 

============================================

 

 

علا مت صیغه های متکلم وحده در فعل ماضی چیست؟ (تُ)

 

علامت صیغه ی متکلم مع الغیر در فعل ماضی چیست ؟ (نا)

 

ضمیر(أنا) برای کدام صیغه ی ماضی به کار می رود ؟  متکلم وحده

 

ضمیر(نحن) برای کدام صیغه ی ماضی به کار می رود ؟ متکلم مع الغیر

 

فعل های مضارع دارای چه علامتی هستند ؟ (ا،ت،ی،ن)

 

علامت صیغه ی مضارع مفرد مذکر غایب چیست ؟ (یَ)

 

علامت صیغه ی مضارع مفرد مونث غایب چیست ؟ (تَ)

 

ضمیر(هو) برای کدام صیغه ی مضارع به کار می رود ؟ مفرد مذکر غایب

 

ضمیر(هی) برای کدام صیغه ی مضارع به کار می رود ؟ مفرد مونث غایب

 

 

============================================

 

 

علامت صیغه ی مثنی چیست ؟ (انِ)

 

علامت فعل مضارع مفرد و مثنی و جمع مذکر غایب چیست ؟ (یَ)

 

علامت فعل مضارع مفرد غایب و مثنای مونث چیست ؟ (تَ)

 

علامت فعل مضارع جمع مونث غایب چیست ؟ (یَ)

 

ضمیر مناسب برای فعل های مثنی چیست ؟ (هما)

 

ضمیر مناسب برای فعل های جمع مذکر چیست ؟ (هم)

 

ضمیر مناسب برای فعل های جمع مونث چیست ؟ (هنَّ)

 

 

============================================

 

 

علامت صیغه ی مضارع مفرد مونث مخاطب چیست ؟ (ینَ)

 

شباهت وتفاوت صیغه های مضارع مفرد مذکر ومونث مخاطب چیست ؟ صیغه ی

 

مضارع مفرد مذکر علامت ندارد ولی علامت مونث ینَ است.

 

ضمیر(أنتَ) برای کدام صیغه ی مضارع مناسب است ؟ مفرد مذکر مخاطب

 

ضمیر(أنتِ) برای کدام صیغه مضارع مناسب است ؟ مفرد مونث مخاطب 

 

 

============================================

 

 

درصیغه های مخاطب مضارع علامت (ت) را به کار می بریم یا (ی) را؟(ت)

 

(انِ)،(ونَ)،(نَ) برای چه صیغه هایی به کار می روند؟(انِ):علامت صیغه مثنی

 

(ونَ):علامت صیغه جمع مذکر خاطب ، (نَ):علامت صیغه  جمع مونث مخاطب

 

برای صیغه های مثنای مخاطب چه ضمیری به کار می بریم؟أنتما- کما

 

فرق میان (أنتم) و(أنتنَّ) چیست؟(أنتم) ضمیرصیغه ی جمع مذکر مخاطب و(أنتنَّ)

 

ضمیر صیغه ی جمع مونث مخاطب است.

 

 

============================================

 

 

علامت صیغه ی متکلم وحده در فعل مضارع چیست؟ (أ)

 

علامت صیغه ی متکلم مع الغیر در فعل مضارع چیست؟(ن)

 

ضمیر مناسب برای فعل هایی مانند (أسمع) چیست؟ (أنا)

 

ضمیر مناسب برای فعل هایی مانند (نَخرُجُ) چیست؟(نحنُ)  

 

 

 

افعال ماضی ومضارع(دوم راهنمايی)

جدول فعل های ماضی

صیغه

معنی

ضمیر

فعل

مفرد مذکرغائب

انجام داد

هو-ه

فَعَلَ

مثنی مذکر غائب

انجام دادند(دونفر)

هما-هما

فَعَلا

جمع مذکر غائب

انجام دادند

هم-هم

فَعَلوا

مفرد مؤنث غائب

انجام داد

ها-هي

فَعَلَت

مثنی مؤنث غائب

انجام دادند(دونفر)

هما-هما

فَعَلَتا

جمع مؤنث غائب

انجام دادند

هنَّ-هنَّ

فَعَلن

مفرد مذکر مخاطب

انجام دادی

أنتَ-کَ

فَعَلتَ

مثنی مذکر مخاطب

انجام دادید

انتما-کما

فَعَلتُما

جمع مذکر مخاطب

انجام دادند

انتم-کم

فَعَلتُم

مفرد مؤنث مخاطب

انجام دادی

انتِ-کِ

فَعَلتِ

مثنی مؤنث مخاطب

انجام دادید

انتما-کما

فَعَلتُما

جمع مؤنث مخاطب

انجام دادند

انتنَّ-کنَّ

فَعَلتُنّ

متکلم وحده

انجام دادم

أنا-ی

فَعَلتُ

متکلم مع الغیر

انجام دادیم

نحنُ-نا

فَعَلنا

 

جدول فعل های مضارع

صیغه

معنی

ضمیر

فعل

مفرد مذکر غائب

انجام می دهد

هو-ه

یَفعَلُ

مثنی مذکر غائب

انجام می دهند(دونفر)

هما-هما

یَفعَلانِ

جمع مذکرغائب

انجام می دهند

هم-هم

یَفعَلونَ

مفرد مؤنث غائب

انجام می دهد

هی-ها

تَفعَلُ

مثنی مؤنث غائب

انجام می دهند(دونفر)

هما-هما

تَفعَلانِ

جمع مؤنث غائب

انجام می دهند

هنَّ-هنَّ

یَفعَلنَ

مفرد مذکر مخاطب

انجام می دهی

انتَ-کَ

تَفعَلُ

مثنی مذکر مخاطب

انجام می دهید(دونفر)

انتما-کما

تَفعَلانِ

جمع مذکرمخاطب

انجام می دهند

انتم-کم

تَفعَلونَ

مفرد مؤنث مخاطب

انجام می دهی

انتِ-کِ

تفعَلینَ

مثنی مؤنث مخاطب

انجام می دهید(دونفر)

انتما-کما

تَفعَلانِ

جمع مؤنث مخاطب

انجام می دهند

انتنَّ-کنَّ

تَفعَلنَ

متکلم وحده

انجام می دهم

انا-ی

افعَلُ

متکلم مع الغیر

انجام می دهیم

نحن-نا

نَفعَلُ

 


برچسب‌ها: صرف افعال عربی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391ساعت 18:17  توسط ماهر  |